هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری از معشوق مینالد و تأکید میکند که هیچ عذابی سختتر از این نیست. او تصورات واهی درباره بهبودی یا وجود دلداریهای دیگر را رد میکند و بیان میکند که تنها درمان دردش، وصال معشوق است. در نهایت، هشدار میدهد که زمان قدرت و توانایی محدود است و نباید به تصورات بیهوده تکیه کرد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد.
شماره ۳۰۲ - عذابی چو مهجوری از دوست نیست
عذابی چو مهجوری از دوست نیست
خیال ار تصور کنی اوست، نیست ۱
و گر تو بر آنی که از روزگار
سر و کار من بی تو نیکوست ، نیست ۲
چنان زار شد از نزاری تنم
که بر استخوانم به جز پوست نیست ۳
مکن این تصور که مسکین دلم
بر آن طاق جفت دو ابروست، نیست ۴
مرا گر برانی به جانت قسم
که هیچم به جایی ره و روست ، نیست ۵
وگر بر خیالت گذر میکند
که خصمی بتر زان دوجا دوست نیست ۶
وگر نیز گویی که درد مرا
به جز از وصل تو داروست، نیست ۷
نزاری مپندار و صورت مبند
که روزی به نیروی بازوت نیست ۸
خیال ار تصور کنی اوست، نیست ۱
و گر تو بر آنی که از روزگار
سر و کار من بی تو نیکوست ، نیست ۲
چنان زار شد از نزاری تنم
که بر استخوانم به جز پوست نیست ۳
مکن این تصور که مسکین دلم
بر آن طاق جفت دو ابروست، نیست ۴
مرا گر برانی به جانت قسم
که هیچم به جایی ره و روست ، نیست ۵
وگر بر خیالت گذر میکند
که خصمی بتر زان دوجا دوست نیست ۶
وگر نیز گویی که درد مرا
به جز از وصل تو داروست، نیست ۷
نزاری مپندار و صورت مبند
که روزی به نیروی بازوت نیست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۱ - دانی مرا به توبه چرا التفات نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۰۳ - جان است و هرچه نه همه جان است هیچ نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.