هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر درد هجران و عشق نافرجام است. شاعر از بی‌قراری، آشفتگی و آتش هجران در سینه می‌گوید و با وجود تمام رنج‌ها، عشق خود را پابرجا می‌داند. او از ملامت دیگران نهراسیده و به صبر و امید در راه عشق تأکید دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به درد هجران و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۳۱۷ - بی تو ای آرام جان یک ساعتم آرام نیست

بی تو ای آرام جان یک ساعتم آرام نیست
وز تو ام حاصل به جز هجران نافرجام نیست ۱

گر من از آشفتگی شوری کنم معذور دار
هر که را دل بر سر آتش بود آرام نیست ۲

دوزخی در سینه دارم زاتش هجران و دل
گر بسوزد گو بسوز الحمدلله خام نیست ۳

شیشه‌ی ناموس اگر بر سنگ بدنامی زنم
شیشه گو بشکن به حمدالله کفم بی جام نیست ۴

مردمان بی التفاتی‌های ما را منکرند
در مراتب منزلی کمتر ز ننگ و نام نیست ۵

عقده‌ی امّید را از راه خود برداشتم
از جهنم تا به جنت بیش و کم یک گام نیست ۶

من بتی را میپرستم سیم‌تن، تو سنگ و خاک
ای ملامت گر پری رویی کم از اصنام نیست ۷

تا بت چون سرو من در باغ حسن آید به بر
صبر باید کرد کین فرصت به هر ایام نیست ۸

عاشق صادق نزاری با مراد دل به دوست
دست در کش کی کند گر ثابت الاقدام نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۶ - جام می پر کن که جز جام می ام انجام نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۱۸ - محنت سرای دهر چو جای مقام نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.