هوش مصنوعی: شاعر در این شعر بیان می‌کند که نمی‌تواند از عشق و دوست دل بکند و به زنجیر و وعده‌ها و تاخیرها محدود شود. او از عاقلان می‌خواهد که او را رها کنند، زیرا نمی‌توان گذشته را با تدبیر بازگرداند. همچنین اشاره می‌کند که نمی‌توان از تقدیر و قضای الهی گریخت و در نهایت، عشق و اشتیاق او به دوست چنان است که حتی اگر همه عالم بر ضد او برخیزند، نمی‌توانند او را از این راه بازدارند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۳۳۵ - مرا ز دوست به زنجیر باز نتوان داشت

مرا ز دوست به زنجیر باز نتوان داشت
به دفع وعده و تاخیر باز نتوان داشت ۱

رها کنید مرا عاقلان چه میخواهید
قضای رفته به تدبیر باز نتوان داشت ۲

مریض را که اجل می برد مترسانید
ز موج بحر که تقدیر باز نتوان داشت ۳

مرا اگر همه عالم به قصد برخیزند
به تیغ از آن قد چون تیر باز نتوان داشت ۴

به روز اگر ز در دوست باز دارندم
به شب ز آه جهان گیر باز نتوان داشت ۵

خوشا ز کار نزاری که از چنین سوداش
به عرضه کردن توفیر باز نتوان داشت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۴ - رجب آمد سه ماه باید داشت
گوهر بعدی:شماره ۳۳۶ - رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.