هوش مصنوعی:
این متن عرفانی-اخلاقی بر اهمیت خودشناسی، رهایی از تعلقات دنیوی، و تقویت ایمان و تسلیم در برابر خدا تأکید دارد. شاعر با استفاده از استعارههای عمیق مانند «حجرالاسود»، «بهلول»، و «حج»، مخاطب را به ترک غرور، پذیرش عجز، و پیروی از راه حق دعوت میکند. همچنین، بر ضرورت اخلاص، معرفت، و دوری از مشغلههای بیثمر زندگی دنیوی اشاره میشود.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی استعارهها (مانند «دیوانگی بهلول») ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۳۷۷ - هر گدایی نتواند که نهد بر سرتاج
هر گدایی نتواند که نهد بر سرتاج
لایق دار انا الحق نبود هر حلاّج ۱
بی خود از خانه برون آی که نتوانی کرد
با خود آنجا که کنند اهل قیامت معراج ۲
از حجاب خودی خویش برون آی و مکش
در سر عجز به دست من و ما بیش دواج ۳
کی تواند به کف آورد ز معدن اصداف
آن که خوفش بود از قلزم و بیم از امواج ۴
دوستی می کند از روزن اخلاص ظهور
راست چون باده گل رنگ ز اطراف زجاج ۵
سینه بی معرفت خاص نباشد روشن
خانه تاریک بود بی اثر از نور سراج ۶
هم چو بهلول ز دیوانگی از عقل ببُر
مثل است اینکه خرابی بود ایمن ز خراج ۷
راه نا رفته به مقصد نتوان کرد نزول
حج بنگزارده هرگز نتوان بود از حاج ۸
هیچ جمعیتی از مشغله حاصل نشود
خانه آن به که برافکنده نهد در تاراج ۹
تا تو مستغرق اصنام خیالی چه عجب
حجر الاسود اگر بازندانی از عاج ۱۰
پسرو آل نبی باش که ذریت اوست
غایت مقصد و زنهار مگرد از منهاج ۱۱
تا شود فطرت ما ظاهر و آید در فعل
حکمت این است وگرنه غرض از ازواج ۱۲
ای نزاری چه کنی بیهده گفتن عادت
مدت عمر مکن در سر تشنیع و لجاج ۱۳
دل قوی دار و به تسلیم و رضا تن در ده
تا نباشی به کسی هم چو خود آخر محتاج ۱۴
لایق دار انا الحق نبود هر حلاّج ۱
بی خود از خانه برون آی که نتوانی کرد
با خود آنجا که کنند اهل قیامت معراج ۲
از حجاب خودی خویش برون آی و مکش
در سر عجز به دست من و ما بیش دواج ۳
کی تواند به کف آورد ز معدن اصداف
آن که خوفش بود از قلزم و بیم از امواج ۴
دوستی می کند از روزن اخلاص ظهور
راست چون باده گل رنگ ز اطراف زجاج ۵
سینه بی معرفت خاص نباشد روشن
خانه تاریک بود بی اثر از نور سراج ۶
هم چو بهلول ز دیوانگی از عقل ببُر
مثل است اینکه خرابی بود ایمن ز خراج ۷
راه نا رفته به مقصد نتوان کرد نزول
حج بنگزارده هرگز نتوان بود از حاج ۸
هیچ جمعیتی از مشغله حاصل نشود
خانه آن به که برافکنده نهد در تاراج ۹
تا تو مستغرق اصنام خیالی چه عجب
حجر الاسود اگر بازندانی از عاج ۱۰
پسرو آل نبی باش که ذریت اوست
غایت مقصد و زنهار مگرد از منهاج ۱۱
تا شود فطرت ما ظاهر و آید در فعل
حکمت این است وگرنه غرض از ازواج ۱۲
ای نزاری چه کنی بیهده گفتن عادت
مدت عمر مکن در سر تشنیع و لجاج ۱۳
دل قوی دار و به تسلیم و رضا تن در ده
تا نباشی به کسی هم چو خود آخر محتاج ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۶ - گلبن فراز تخت چمن بر نهاده تاج
گوهر بعدی:شماره ۳۷۸ - همین که بانگ بر آید که فالق الصباح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.