هوش مصنوعی:
شاعر از ساقی میخواهد از بامداد غذای روح (احتمالاً شراب یا عشق) بیاورد. او به دوستان حقیقی خود فکر میکند و از طلوع صبح به عنوان فتح و پیروزی یاد میکند. شاعر از توبه کردن دوری میجوید و معتقد است انسان زمانی به شناخت حقیقی میرسد که از خود بگذرد و اسرار هستی را درک کند. در پایان، دوباره از ساقی میخواهد غذای روح را بیاورد.
رده سنی:
18+
اشاره به مفاهیم عرفانی و شراب که ممکن است برای مخاطبان جوان قابل درک نباشد و نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۸۶ - ساقی ز بامداد بیاور غذای روح
ساقی ز بامداد بیاور غذای روح
ماییم و هر دو عالم و توزیع یک صبوح ۱
بر یاد دوستان حقیقی علی الخصوص
می بر طلوع صبح علی الله زهی فتوح ۲
گویند رفت پنجه در شصت توبه کن
من توبه کرده ام ز چه از توبه ی نصوح ۳
مرد آن گهی ز خود به در آید که مطلقا
داند که چیست چشمه و کشتی و خضر و نوح ۴
بر مطلع اختصار کن این جا نزاریا
ساقی ز بامداد بیاور غذای روح ۵
ماییم و هر دو عالم و توزیع یک صبوح ۱
بر یاد دوستان حقیقی علی الخصوص
می بر طلوع صبح علی الله زهی فتوح ۲
گویند رفت پنجه در شصت توبه کن
من توبه کرده ام ز چه از توبه ی نصوح ۳
مرد آن گهی ز خود به در آید که مطلقا
داند که چیست چشمه و کشتی و خضر و نوح ۴
بر مطلع اختصار کن این جا نزاریا
ساقی ز بامداد بیاور غذای روح ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۵ - پیغام دوست راحت جان است و راح روح
گوهر بعدی:شماره ۳۸۷ - مرده گر زنده شد از معجز انفاس مسیح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.