هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از عشق و شوریدگی، درد فراق، و تأثیرات عمیق عشق بر زندگی خود سخن می‌گوید. همچنین، اشاره‌ای به غم و اندوه ناشی از این عشق و تأثیرات آن بر روح و جسم شاعر دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و غم عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۳۹۰ - چه شور از آن لب شیرین که در جهان افتاد

چه شور از آن لب شیرین که در جهان افتاد
ز قامتت چه قیامت که در زمان افتاد ۱

میان ما و شما وعده ی کناری بود
تو با کنار شدی فتنه در میان افتاد ۲

بسوخت صفحه رویم ز آب گرم سرشک
که آتشم ز تو در مغز استخوان افتاد ۳

مگر غم تو که یک دم نمی شود غایب
به قرعه بر من مسکین ناتوان افتاد ۴

به یک کرشمه که کردی ز گوشه برقع
هزار بی دل بی چاره در گمان افتاد ۵

دریغ نام تو آلوده دهانِ خسان
به خاص و عام رسد هر چه در زبان افتاد ۶

اگر ز حسن تو آوازه در جهان افکند
به اختیار نزاری نبد چنان افتاد ۷

سوال کرد و به من گفت دوستی که بگو
تویی که بویِ عبیر ِتو در جهان افتاد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸۹ - کس نداند که مرا با که سر وکار افتاد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۱ - دوش مرا صبحدم آمد و آواز داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.