هوش مصنوعی: این متن به بیان درد و رنج ناشی از عشق نافرجام و ستمگری می‌پردازد. شاعر از عشق بی‌پاسخ، ناتوانی در حفظ صبر، و تسلیم شدن در برابر احساسات سخن می‌گوید. همچنین، به ناامیدی و اندوه ناشی از این عشق اشاره می‌کند و تأکید دارد که شادی واقعی در زندگی وجود نداشته است.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم‌انگیز و ناامیدی مطرح شده ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

شماره ۳۹۸ - فریاد نمی رسند فریاد

فریاد نمی رسند فریاد
از دست ستمگران بیداد ۱

جان در سر عشق کرد و شیرین
در گوش نکرد شور فرهاد ۲

اطراف جهان پر از پری روی
چون دیده بدوزد آدمیزاد ۳

مسکین چه کند دگر گرفتار
تسلیم چو در کمند افتاد ۴

تا صبر حجاب عشق گردد
عقل آمد و پیش من بَراِستاد ۵

ناگاه فتاد آتش عشق
در خرمن عقل و داد بر باد ۶

من می خواهم که دامن صبر
از دست دهم نمی توان داد ۷

بدنامی دل نمی پسندم
در صحبت صبر سست بنیاد ۸

تا جان داری نزاریا بیش
هرگز نکنی ز دل دگر یاد ۹

خود می دانی که در همه عمر
یک لحظه نبوده ای از او شاد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۷ - یارم که ز من نمی کند یاد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۹ - ای ترک ما گرفته و از ما نکرده یاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.