هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از دل‌بستگی شدید، آرزوهای دور از دسترس، امید به وصال و ترس از فراموشی می‌گوید. او از معشوق می‌خواهد که لطفش را از او دریغ نکند و به رابطه‌شان اهمیت دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاطفی پیچیده و اصطلاحات شعری است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است.

شماره ۴۰۲ - مرا دلی ست که هر لحظه در بلا افتد

مرا دلی ست که هر لحظه در بلا افتد
به دستِ خیره کُشی چون تو مبتلا افتد ۱

مرا خیال بر آن داشته ست و ممکن نیست
که گوهری چو تو در دستِ هر گدا افتد ۲

به یادگار دلی داشتم فرستادم
مده ز دست که چون زلف زیرِ پا افتد ۳

به جای دیدۀ مایی هنوز نا دیده
چه گونه باشد اگر دیده بر شما افتد ۴

کمالِ عشق بود بی توسّطِ نظری
که خاطری به دگر خاطر آشنا افتد ۵

به جهد در نفکندیم صیدِ صحبتِ تو
امیدوار توقّف کنیم تا افتد ۶

بود که واسطه ای گردد این غزل وقتی
بدین بهانه مگر خاطرت به ما افتد ۷

بدین دیار در انداختیم شرحِ غمت
هنوز باش که این قصّه تا کجا افتد ۸

به نامه ای مکن از لطفِ خویش محرومم
که محرمی چو نزاری به عمرها افتد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰۱ - تا نیستی در آمد و هستیِ ما ستد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۳ - گر دگر باره مرا با تو ملاقات افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.