هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و وابستگی شاعر به معشوق الهی است. او از دنیای مادی و عقل گرایی فاصله گرفته و خود را دیوانهٔ عشق خدا میداند. شاعر بر این باور است که عاشقان راستین، از تعلقات دنیوی و ظواهر آزادند و تنها رضای معشوق را میجویند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک صحیح از مضامین عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۰۱ - تا نیستی در آمد و هستیِ ما ستد
تا نیستی در آمد و هستیِ ما ستد
هم صبر در حجاب شد از ما و هم خرد ۱
ما عاشقانِ کویِ خرابات دم زنیم
کز زاهدانِ صومعه بویِ وفا نزد ۲
از حرص و آز تن به عنا در نداده ایم
هم چون درختِ توت لگد خورده از قفد ۳
دیوانگانِ ملکِ خداییم و خلق را
در ما ز راهِ عقل تصرّف نمی رسد ۴
ما را به رنگ و بوی تفاوت نمی کند
گر اطلس است پوشش و گر پارۀ نمد ۵
محرابِ دینِ ما خمِ ابرویِ او بس است
یک وجه اگر دو قبله کند کی روا بود ۶
چون دوست در نظر بود از حور فارغیم
با نور آفتاب کجا شمع در خورد ۷
الّا رضایِ دوست نجویم ز خیر و شر
الّا برایِ دوست نگویم به نیک و بد ۸
در عشق واجب است دلیلی نزاریا
هرگز به منتها نرسد هیچ کس به خود ۹
هم صبر در حجاب شد از ما و هم خرد ۱
ما عاشقانِ کویِ خرابات دم زنیم
کز زاهدانِ صومعه بویِ وفا نزد ۲
از حرص و آز تن به عنا در نداده ایم
هم چون درختِ توت لگد خورده از قفد ۳
دیوانگانِ ملکِ خداییم و خلق را
در ما ز راهِ عقل تصرّف نمی رسد ۴
ما را به رنگ و بوی تفاوت نمی کند
گر اطلس است پوشش و گر پارۀ نمد ۵
محرابِ دینِ ما خمِ ابرویِ او بس است
یک وجه اگر دو قبله کند کی روا بود ۶
چون دوست در نظر بود از حور فارغیم
با نور آفتاب کجا شمع در خورد ۷
الّا رضایِ دوست نجویم ز خیر و شر
الّا برایِ دوست نگویم به نیک و بد ۸
در عشق واجب است دلیلی نزاریا
هرگز به منتها نرسد هیچ کس به خود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - دیر شد تا ز ما نکردی یاد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - مرا دلی ست که هر لحظه در بلا افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.