هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی، بیتوجهی دیگران و انتظار برای یاری و محبت میگوید. او از غفلت و بی التفاتی اطرافیان شکایت دارد و به عشق و خدمت به دوست اشاره میکند. همچنین، از تعجب خود درباره پرورش دشمنان جان توسط دیگران سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۳۰ - کس نمی دانم که پیغامی برد
کس نمی دانم که پیغامی برد
یک قدم با ما به یاری بسپرد ۱
بندگی ها عرضه دارد و آن گهی
از دل آ [ رامم ] سلامی آورد ۲
تا به وصلم کی مجالی می دهد
باز پرسد روی و راهی بنگرد ۳
الله الله غفلتِ بی اختیار
بر من از بی التفاتی نشمرد ۴
زاریی می آورد از من به دوست
مرغ اگر بالایِ بامش می پرد ۵
خدمتی می آورد با اشتیاق
گر برو بادِ سحر گه بگذرد ۶
دفعِ سودا را نزاری تا به کی
خونِ جان با آبِ رز برهم خورد ۷
در تعجّب مانده ام تا هیچ کس
دشمنِ جان چون نزاری پرورد ۸
هم گران باشد اگر او را کسی
از غمِ دنیا به یک جو واخَرَد ۹
یک قدم با ما به یاری بسپرد ۱
بندگی ها عرضه دارد و آن گهی
از دل آ [ رامم ] سلامی آورد ۲
تا به وصلم کی مجالی می دهد
باز پرسد روی و راهی بنگرد ۳
الله الله غفلتِ بی اختیار
بر من از بی التفاتی نشمرد ۴
زاریی می آورد از من به دوست
مرغ اگر بالایِ بامش می پرد ۵
خدمتی می آورد با اشتیاق
گر برو بادِ سحر گه بگذرد ۶
دفعِ سودا را نزاری تا به کی
خونِ جان با آبِ رز برهم خورد ۷
در تعجّب مانده ام تا هیچ کس
دشمنِ جان چون نزاری پرورد ۸
هم گران باشد اگر او را کسی
از غمِ دنیا به یک جو واخَرَد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۹ - نه محرمی که پیامی به یار بگذارد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۱ - منکر می خواره از حد می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.