هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، آزادی، انتقاد از زاهدان و ناصحان، و دوری از تظاهر و ریا میپردازد. شاعر از می و عشق به عنوان نمادهایی برای رسیدن به حقیقت استفاده میکند و از مفاهیمی مانند بهشت و دوزخ نیز به صورت نمادین سخن میگوید.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند مینوشی و انتقاد از زاهدان ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
شماره ۶۲۵ - زان پیش کآفتاب ز مشرق کند ظهور
زان پیش کآفتاب ز مشرق کند ظهور
آثار فیض حق متجلّی شود ز طور ۱
ای ساقیای که رشک برند و خجل شوند
از قامت تو طوبی و از طلعت تو حور ۲
زآن آب ده کز آتش طبعش به خاصیت
سقف دماغ پر کند از دودهٔ بخور ۳
بر آتشم زن آبی کز عکس برق او
گردد سواد سینهٔ مخمور غرق نور ۴
تا من به کام دل غزل حسب حال خویش
اینجا ادا کنم چو سرایندهٔ زبور ۵
شد خاطرم به تربیت عاقلان نفور
دیوانه میشوم ز محال دل صبور ۶
از ناصحان مصلحت اندیش دوربین
نزدیک شد کز اسلام افتم به کفر دور ۷
از زاهدان عهد نیاموختم مگر
فسق و فساد و فحش و فسون و فن و فجور ۸
باری نصیحتی نکنندم جماعتی
کافتادهاند و بوده چو من در چنین فتور ۹
من در قیامتم ز ملامتگران عشق
کو در دمید قصّهٔ من در جهان چو صور ۱۰
تا چند خاطر از می و مطرب فریفتن
بر بوی آنک خیر بود آخر الامور ۱۱
چون اهل روزگار نیام سخرهٔ مجاز
نه راغب حواری و نه طالب قصور ۱۲
آزادم از بهشت اضافی و فارغم
از هر که دل فریفته گردد بدین غرور ۱۳
گر دوزخ و بهشت ندانی نزاریا
تأویل آن زمن بشنو غیبت و حضور ۱۴
آثار فیض حق متجلّی شود ز طور ۱
ای ساقیای که رشک برند و خجل شوند
از قامت تو طوبی و از طلعت تو حور ۲
زآن آب ده کز آتش طبعش به خاصیت
سقف دماغ پر کند از دودهٔ بخور ۳
بر آتشم زن آبی کز عکس برق او
گردد سواد سینهٔ مخمور غرق نور ۴
تا من به کام دل غزل حسب حال خویش
اینجا ادا کنم چو سرایندهٔ زبور ۵
شد خاطرم به تربیت عاقلان نفور
دیوانه میشوم ز محال دل صبور ۶
از ناصحان مصلحت اندیش دوربین
نزدیک شد کز اسلام افتم به کفر دور ۷
از زاهدان عهد نیاموختم مگر
فسق و فساد و فحش و فسون و فن و فجور ۸
باری نصیحتی نکنندم جماعتی
کافتادهاند و بوده چو من در چنین فتور ۹
من در قیامتم ز ملامتگران عشق
کو در دمید قصّهٔ من در جهان چو صور ۱۰
تا چند خاطر از می و مطرب فریفتن
بر بوی آنک خیر بود آخر الامور ۱۱
چون اهل روزگار نیام سخرهٔ مجاز
نه راغب حواری و نه طالب قصور ۱۲
آزادم از بهشت اضافی و فارغم
از هر که دل فریفته گردد بدین غرور ۱۳
گر دوزخ و بهشت ندانی نزاریا
تأویل آن زمن بشنو غیبت و حضور ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۴ - ز نامردی ندارم طاقت نور
گوهر بعدی:شماره ۶۲۶ - ساقی بیار می که فلک میکند ظهور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.