هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و دردهای آن سخن میگوید. شاعر از بیوفایی معشوق و رنجهای عشق شکایت دارد و بیان میکند که عشق واقعی بسیار نادر است. او از تنهایی، حسادت، و بیخودی ناشی از عشق میگوید و اشاره میکند که تنها راه رهایی از این درد، فداکاری کامل است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و دردهای روحی مطرح شده در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و فداکاری نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۶۵ - عاشق ازین شیوه نگشته ست کس
عاشق ازین شیوه نگشته ست کس
خود نه محبّت نه همین است و بس ۱
تا غم دل شرح دهم یک زمان
تا به رخت در نگرم یک نفس ۲
روز نباشد درِ من بیرقیب
شب نبود کوچهٔ من بی عسس ۳
گر هوست بر سر من میزنند
در سر من جز هوست نیست بس ۴
میبدهی تا نکنم بیخودی
مهر کنی قند ز دست مگس ۵
بلبل شوریده نباشد خموش
باغ همان است و همانش قفس ۶
گر سرش از مغز نبودی تهی
آنهمه فریاد نکردی جرس ۷
هرکه به قید تو گرفتار شد
تا ندهد جان نرهد زین حرس ۸
رخ به جفا در نکشم وز وفا
برهمه عشّاق دوانم فرس ۹
هر دو ز بحرند به نسبت ولیک
دُر ز صدف یافت شود نه ز خس ۱۰
کرد و کیاییِ نزاری تویی
خواه به کارش رس و خواهی مرس ۱۱
خود نه محبّت نه همین است و بس ۱
تا غم دل شرح دهم یک زمان
تا به رخت در نگرم یک نفس ۲
روز نباشد درِ من بیرقیب
شب نبود کوچهٔ من بی عسس ۳
گر هوست بر سر من میزنند
در سر من جز هوست نیست بس ۴
میبدهی تا نکنم بیخودی
مهر کنی قند ز دست مگس ۵
بلبل شوریده نباشد خموش
باغ همان است و همانش قفس ۶
گر سرش از مغز نبودی تهی
آنهمه فریاد نکردی جرس ۷
هرکه به قید تو گرفتار شد
تا ندهد جان نرهد زین حرس ۸
رخ به جفا در نکشم وز وفا
برهمه عشّاق دوانم فرس ۹
هر دو ز بحرند به نسبت ولیک
دُر ز صدف یافت شود نه ز خس ۱۰
کرد و کیاییِ نزاری تویی
خواه به کارش رس و خواهی مرس ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۴ - تویی یار دیرینهٔ همنفس
گوهر بعدی:شماره ۶۶۶ - هلال ابروانش بین مقوّس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.