هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و وابستگی شدید خود به می و معشوق سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که چگونه دین و دل خود را فدا کرده تا به می و معشوق برسد. همچنین، از درد فراق و ملامت‌های دیگران می‌نالد و در نهایت، به ستایش معشوق و تسلیم در برابر او می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن شامل مضامین عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف می‌(شراب) و مفاهیم عمیق عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۸۵۵ - جان و دل بنهاده ام تا می خورم

جان و دل بنهاده ام تا می خورم
دین و دل بفروختم تا می خرم ۱

شب به روز آخر کی آرم بی شراب
بی می آخرروز با شب چون برم ۲

بی می اَم دم بر نمی آید ز حلق
بل فرو می ریزد از هر پیکرم ۳

می توانم دید با می سرَ غیب
گر به چشم استحالت بنگرم ۴

می شود بیضا کفم از نور می
هر چه یاد از لن ترانی آورم ۵

با خلیلم خوش تر آید از حریر
گر بود بر فرش آتش بسترم ۶

از حبیبم باز می دارد رقیب
گاه و بی گه تا به کویش نگذرم ۷

هر زمان الحمدلله العزیز
روی در روی خیالش خوش ترم ۸

دوست خود می آید و او بی خبر
بل که من هم، وین که دارد باورم ۹

آن که دارد در همه اکوان ظهور
طرفه باشد گر درآید از درم ۱۰

از ملامت گوی بستاند به حق
داد من روز قیامت داورم ۱۱

معترض عیب نزاری گو مکن
من چنین بیهوده غم تا کی خورم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۵۴ - من زدست ساقیان غیب صهبا می خورم
گوهر بعدی:شماره ۸۵۶ - دلم ببرد و قرارم برفت و معذورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.