هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و توصیفی، به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند بهار، ماه، گهر و بنفشه، زیباییهای چهره، موها و لبهای معشوق را توصیف میکند. همچنین، از احساسات خود مانند عشق، دلتنگی و نگرانی از دست دادن معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از برخی استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای این گروه سنی دشوار باشد.
شماره ۴۸ - رخ و زلفت از شگرفی، صفت بهار دارد
رخ و زلفت از شگرفی، صفت بهار دارد
خنک آنکه سر و قدّی ، چو تو در کنار دارد ۱
لب لعل دل فریبت ، ز گهر حدیث راند
سر زلف مشک بارت، ز بنفشه بار دارد ۲
رخ چون مهت ندانم، که چه عزم دارد آیا
اثری همی نیاید، که سر شکار دارد ۳
که کمند عنبرین را زد و سوی حلقه کردست؟
که خدنگهای مشکین، چو زبان مار دارد؟ ۴
دل خود طلب چو کردم، بر نرگس تو گفتا
برو ای فلان و بهمان، بر من چه کار دارد ۵
چو بسی بگفتم او را ، بکرشمه گفت با تو
سر گفت و گو ندارم، که مرا خمار دارد ۶
چه دهی صداع مستان، چه کنی حدیث چیزی
که کمینه هندوی ما، به از ین هزار دارد؟ ۷
چو بترک دل بگفتم، غم جان خوردم که ترسم
که چو دست یافت بر وی، هم ازین شمار دارد ۸
خنک آنکه سر و قدّی ، چو تو در کنار دارد ۱
لب لعل دل فریبت ، ز گهر حدیث راند
سر زلف مشک بارت، ز بنفشه بار دارد ۲
رخ چون مهت ندانم، که چه عزم دارد آیا
اثری همی نیاید، که سر شکار دارد ۳
که کمند عنبرین را زد و سوی حلقه کردست؟
که خدنگهای مشکین، چو زبان مار دارد؟ ۴
دل خود طلب چو کردم، بر نرگس تو گفتا
برو ای فلان و بهمان، بر من چه کار دارد ۵
چو بسی بگفتم او را ، بکرشمه گفت با تو
سر گفت و گو ندارم، که مرا خمار دارد ۶
چه دهی صداع مستان، چه کنی حدیث چیزی
که کمینه هندوی ما، به از ین هزار دارد؟ ۷
چو بترک دل بگفتم، غم جان خوردم که ترسم
که چو دست یافت بر وی، هم ازین شمار دارد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷ - زلف تو کان همه سرها دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۹ - تاب جمال تو آفتاب ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.