هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و اشتیاق شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر با توصیف زیباییهای معشوق و تأثیر آن بر خود، از بیتابی و بیقراری خود در فراق یار مینویسد. او از نگاههای معشوق، موهای تابدارش، و بیخوابیهای ناشی از عشق سخن میگوید و در پایان از معشوق میخواهد که با او مهربان باشد و عتاب نکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۹ - تاب جمال تو آفتاب ندارد
تاب جمال تو آفتاب ندارد
با خم زلفت بنفشه تاب ندارد ۱
کرد دلم شب خوش خیالت از یراک
دیده درین عهد چشم خواب ندارد ۲
غمزۀ خود را بآب چشم جلاده
تیغ چه رونق دهد که آب ندارد؟ ۳
گفتمش : از من لب تو بوسه که پذرفت
یا بدهد، یا مرا عذاب ندارد ۴
گفت: اگر صبر می کنی بکن، ارنی
رو که مرا این همه شتاب ندارد ۵
آنک ترا دور کرد از برم ای یار
شرم ازین چشم اشک تاب ندارد؟ ۶
بر من اگر سایه نفکنی رسدت، زانک
ذرّه یی از حسنت آفتاب ندارد ۷
سوخته باد آنکه روی خوب تو بنهفت
این سخنم روی در نقاب ندارد ۸
هر چه توانی بکن، عتاب مفرمای
با تو دلم طاقت عتاب ندارد ۹
با خم زلفت بنفشه تاب ندارد ۱
کرد دلم شب خوش خیالت از یراک
دیده درین عهد چشم خواب ندارد ۲
غمزۀ خود را بآب چشم جلاده
تیغ چه رونق دهد که آب ندارد؟ ۳
گفتمش : از من لب تو بوسه که پذرفت
یا بدهد، یا مرا عذاب ندارد ۴
گفت: اگر صبر می کنی بکن، ارنی
رو که مرا این همه شتاب ندارد ۵
آنک ترا دور کرد از برم ای یار
شرم ازین چشم اشک تاب ندارد؟ ۶
بر من اگر سایه نفکنی رسدت، زانک
ذرّه یی از حسنت آفتاب ندارد ۷
سوخته باد آنکه روی خوب تو بنهفت
این سخنم روی در نقاب ندارد ۸
هر چه توانی بکن، عتاب مفرمای
با تو دلم طاقت عتاب ندارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸ - رخ و زلفت از شگرفی، صفت بهار دارد
گوهر بعدی:شماره ۵۰ - دلبرم رسم خود چنین دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.