هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، هجران، رنجهای عاطفی و اهمیت مردمداری سخن میگوید. شاعر از معشوق میخواهد که به جای آزار و اندوه، مهربانی و نیکی پیشه کند و با رفتارهایش باعث رهایی دلها شود.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عاطفی و اخلاقی موجود در متن برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد که معمولاً در نوجوانی و بزرگسالی شکل میگیرد.
شماره ۱۵۵ - ماه رویا بسر خویش کنی
ماه رویا بسر خویش کنی
نیک باشد که بدی بیش کنی؟ ۱
چندم از هجر دل افگار کنی؟
چندم از غصه جگر ریش کنی؟ ۲
مکن ای جان که نه رسمی نیکست
که همه کام بداندیش کنی ۳
هر کجا خون دلی باید ریخت
غمزۀ مست فرا پیش کنی ۴
مردمی کن، که نباشد ضایع
هر چه با این دل درویش کنی ۵
دل یک شهر بر آید از بند
گر اشارت بلب خویش کنی ۶
نیک باشد که بدی بیش کنی؟ ۱
چندم از هجر دل افگار کنی؟
چندم از غصه جگر ریش کنی؟ ۲
مکن ای جان که نه رسمی نیکست
که همه کام بداندیش کنی ۳
هر کجا خون دلی باید ریخت
غمزۀ مست فرا پیش کنی ۴
مردمی کن، که نباشد ضایع
هر چه با این دل درویش کنی ۵
دل یک شهر بر آید از بند
گر اشارت بلب خویش کنی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۴ - ترسم آن نوش ز لب کم سخنی
گوهر بعدی:شماره ۱۵۶ - خه، شاد و کش آمدی کجایی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.