خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از درد و اندوه قلبش میگوید و از ریزش اشکهایش که از بیآبی چشمهایش ناشی شده است. او از مخاطب میخواهد که نگذارد اشکهایش بر خاک درگاهش غلت بخورد، زیرا این اشکها مانند اشکهای معمولی مردم نیستند.
متن دارای مضامین عاطفی و غمگینانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین دشوار باشد.
شماره ۸۰ - اشکم که ز خون این دل ناشادست
اشکم که ز خون این دل ناشادست
از بی آبی ز چشم من افتادست ۱
مگذار که بر خاک درت می غلتد
آخر نه چنانکه هست مردم زادست؟ ۲
از بی آبی ز چشم من افتادست ۱
مگذار که بر خاک درت می غلتد
آخر نه چنانکه هست مردم زادست؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹ - چون تیغ زند اجل سپرها هیچست
گوهر بعدی:شماره ۸۱ - آتش که همه دلی ازو ناشادست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.