خلاصه و ردهبندی سنی
14+
شاعر از اسبی میگوید که در اصطبل فلکی محبوس شده و از نبود علوفه و آب شکایت دارد. این مکان نه جایگاه حیوانات، بلکه جایگاه پادشاهان است.
متن دارای مفاهیم تمثیلی و انتقادی است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده (مانند 'اصطبل فلکی') برای کودکان قابل درک نیست.
شماره ۱۰۱ - دی گفت مرا اسب در آنت چه شکست
دی گفت مرا اسب در آنت چه شکست
کاصطبل تو از زاویه های فلکست؟ ۱
نه آب درو، نه سبزه، نه کاه، نه جو
این جای ستور نیست جای ملکست ۲
کاصطبل تو از زاویه های فلکست؟ ۱
نه آب درو، نه سبزه، نه کاه، نه جو
این جای ستور نیست جای ملکست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۰ - زلف که هزار عهد محکم بشکست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲ - بی مرگی اگر چه آشنایی مرگست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.