خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از عشق و اشتیاق به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که شبهایش بدون دیدار معشوق مانند روز نیست و در تب عشق میسوزد. همچنین هشدار میدهد که معشوق گمان نکند لبهای شاعر فقط به گفتن گزافهگویی مشغول است، چرا که تمام وجودش جز در لبهایش جان ندارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک ظرافتهای ادبی و عرفانی موجود در متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۳۶ - در آرزوی روی چو روزت شب نیست
در آرزوی روی چو روزت شب نیست
کین سوخته تا صبح دم اندر تب نیست ۱
تو غرّه بدان مشو که گویاست لبم
کم از همه تن جان بجز اندر لب نیست ۲
کین سوخته تا صبح دم اندر تب نیست ۱
تو غرّه بدان مشو که گویاست لبم
کم از همه تن جان بجز اندر لب نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - گر در دهن تو از فراخی سخنیست
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - یک ذره هوای من مسکینت نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.