خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساس تنهایی و ناتوانی در بیان دردهای خود میگوید و از خواجه (احتمالاً معشوق یا شخصی مورد اعتماد) درخواست کمک میکند. او اشاره میکند که نه توان سخن گفتن دارد و نه حتی توان سکوت.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی برای درک کامل معانی وجود دارد.
شماره ۱۴۹ - زین بیش گرم چه رای خاموشی نیست
زین بیش گرم چه رای خاموشی نیست
خاموشم و هیچ جای خاموشی نیست ۱
فریادرس ای خواجه درین غم که مرا
برگ سخن و نوای خاموشی نیست ۲
خاموشم و هیچ جای خاموشی نیست ۱
فریادرس ای خواجه درین غم که مرا
برگ سخن و نوای خاموشی نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - چشم تو که کار او بازی نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - امشب که بجز یار مرا ساقی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.