خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن بیان میکند که با وجود تلاشهای بسیار برای درک و شناخت زلف (موی) معشوق، نتوانسته است نام آن را از کسی جز به صورت کج و معوج بشنود. همچنین، او احساس میکند که از سر و قد معشوق همه آزادی را دریافت کرده است و همه راستی و درستی را از وی دیده است.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً از نوجوانی به بعد توسعه مییابد.
شماره ۵۹۰ - با زلف تو هر چند بسی کوشیدم
با زلف تو هر چند بسی کوشیدم
نامش ز کسی جز بکژی نشنیدم ۱
از سر وقد توام همه آزادیست
کانصاف همه راستی از وی دیدم ۲
نامش ز کسی جز بکژی نشنیدم ۱
از سر وقد توام همه آزادیست
کانصاف همه راستی از وی دیدم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۹ - هردم زدنی چو لاله در خون نهدم
گوهر بعدی:شماره ۵۹۱ - بیماری نرگست چو زان سان دیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.