خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از اشکهای فراوان خود میگوید که باعث میشود پای او در گل بماند. او نگران است که دیگر اشکی در چشمانش نماند و مانند شمع، از آتش دلش بسوزد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۵۹۶ - بس اشک که از دیده بحاصل آرم
بس اشک که از دیده بحاصل آرم
از آب دو چشم پای در گل آرم ۱
در چشم نماند آب و ترسم زین پس
چون شمع زدیده آتش دل بارم ۲
از آب دو چشم پای در گل آرم ۱
در چشم نماند آب و ترسم زین پس
چون شمع زدیده آتش دل بارم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۵ - گر آب خورم درد شود بر جگرم
گوهر بعدی:شماره ۵۹۷ - چشمی ز خیال تو پر اختر دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.