خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از پیری و فرسودگی روح خود میگوید، اما عشق به او جان تازهای بخشیده است. اگرچه پیری با رسوایی همراه است، او از این دگرگونی قدیمی لذت میبرد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عشق و پیری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژههایی مانند «رسوایی» نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۵۳ - من پیرو کهن گشته ز جان فرسایی
من پیرو کهن گشته ز جان فرسایی
عشق آمد و داد از توام بر نایی ۱
پیرانه سر ار چه نیست جز رسوایی
الحق خوشم آید این کهن پیرایی ۲
عشق آمد و داد از توام بر نایی ۱
پیرانه سر ار چه نیست جز رسوایی
الحق خوشم آید این کهن پیرایی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۲ - دستی که بر او همی می ناب نهی
گوهر بعدی:شماره ۸۵۴ - ای سرو که سر بر آسمان می سایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.