خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دوستی میگوید که گاه دشمن و گاه یار میشود و رفتارش متغیر است. او خطاب به این دوست میگوید که دلش از او نمیترسد، زیرا او خود در دست سرنوشت گرفتار است.
متن دارای مفاهیم عاطفی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این موضوعات ارتباط برقرار کنند.
شماره ۸۶۰ - گه خصم شوی مرا و گه یار آیی
گه خصم شوی مرا و گه یار آیی
روزی به هزار گونه در کار آیی ۱
ای دوست نترسی که بدود دل من
در دست کسی چو خود گرفتار ایی؟ ۲
روزی به هزار گونه در کار آیی ۱
ای دوست نترسی که بدود دل من
در دست کسی چو خود گرفتار ایی؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵۹ - کی بر کنم از تو من دل ای بینایی
گوهر بعدی:شماره ۸۶۱ - در هر عمری دمی که دمساز آیی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.