هوش مصنوعی:
شاعر از خطای اسبی میگوید که باعث افتادن صاحبش شده است. شاعر اسب را سرزنش میکند، اما اسب در پاسخ میگوید که از پدر و مادر صاحبش مهربانتر بوده و او را به طور کامل از رکاب نینداخته است. اسب اشاره میکند که اگر میخواست، میتوانست سر صاحبش را همانند پایش از تن جدا کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و تمثیلی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به خشونت (جدا شدن سر از تن) ممکن است برای گروه سنی کودکان مناسب نباشد.
شمارهٔ ۲ - وله ایضا
دی چو بشنیدم که کرد از ناگهان اسبت خطا
شد دل من کوفته چون پهلویت زین ماجرا ۱
از طریق سرزنش با اسب گفتم کز خری
خواجه را از خود جدا کردی، خطا کردی چرا؟ ۲
اسب گفتا من برو از مادر او وز پدر
مهربان تر نیستم آخر چه می گویی مرا؟ ۳
نه ز پشت انداخت او را در بترجایی پدر
نه بگاه حمل مادر کرد بروی هم خطا ۴
من خطا این کرده ام کورا نشد یکبارگی
همچو پایش از رکاب آن لحظه سر از تن جدا ۵
شد دل من کوفته چون پهلویت زین ماجرا ۱
از طریق سرزنش با اسب گفتم کز خری
خواجه را از خود جدا کردی، خطا کردی چرا؟ ۲
اسب گفتا من برو از مادر او وز پدر
مهربان تر نیستم آخر چه می گویی مرا؟ ۳
نه ز پشت انداخت او را در بترجایی پدر
نه بگاه حمل مادر کرد بروی هم خطا ۴
من خطا این کرده ام کورا نشد یکبارگی
همچو پایش از رکاب آن لحظه سر از تن جدا ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱ - فی شهاب الدّین عزیزان
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳ - ایضا له
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.