هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از کمال و بزرگی معشوق سخن میگوید و خود را در برابر او ناتوان و نیازمند میداند. او از تقصیرهای خود و کرم معشوق میگوید و بیان میکند که با وجود قدرت و توانایی معشوق، او در برابر جزئیات عاجز است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
شمارهٔ ۲۱۴ - ایضا له
صدر مطلق کمال دین که چو تو
در جهان نیست داهی و گربز ۱
چند داری مرا براه امید
مانده در انتظار مستوفز ۲
هر حسابی که کردم از کرمت
سر بسر حشو بود بی بارز ۳
این که با من گرفته یی در پیش
نیست در مذهب کرم جایز ۴
محض تقصیر می کنی با من
ورنه باور کجا کنم هرگز؟ ۵
در همه کلّی یی چو تو قادر
مانده در جزوی چنین عاجز ۶
در جهان نیست داهی و گربز ۱
چند داری مرا براه امید
مانده در انتظار مستوفز ۲
هر حسابی که کردم از کرمت
سر بسر حشو بود بی بارز ۳
این که با من گرفته یی در پیش
نیست در مذهب کرم جایز ۴
محض تقصیر می کنی با من
ورنه باور کجا کنم هرگز؟ ۵
در همه کلّی یی چو تو قادر
مانده در جزوی چنین عاجز ۶
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۶
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۱۳ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۱۵ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.