هوش مصنوعی:
این شعر درباره اسبی است که در فقر و گرسنگی به سر میبرد و همیشه در آرزوی کاه است. اسب از گرسنگی رنج میبرد و شرایط سختی دارد. شاعر از وضعیت نابسامان اسب ابراز تاسف میکند و از خواننده میخواهد که به او کمک کند.
رده سنی:
12+
این شعر دارای مفاهیم اجتماعی و عاطفی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره و زبان شعر ممکن است برای مخاطبان با سن بالاتر مناسبتر باشد.
شمارهٔ ۳ - وله ایضا
اسبی دارم که دور از اسبت
همواره در آرزوی کاهست ۱
می خسبد روز همچو شب زانک
آفاق بچشم او سیاهست ۲
در خاک ز بهر قوت، خاشاک
می جوید ازین سبب دو تا هست ۳
پوشیده پلاس و خاک بر سر
پیوسته ز جوع داد خواهست ۴
آسوده بماند پشتش از زین
زانکش شکم تهی پنا هست ۵
زین پس نرود پیاده یک گام
کان گوشه نشین نه مرد را هست ۶
در تک ببرد سبق بر این اسب
چو بین اسبی که جفت شاهست ۷
بد تر جایی بمذهب او
در زیر سپهر پایگا هست ۸
نه کاه در و ، نه جو، نه سبزه
این آخر او چه جایگاهست؟ ۹
افسانۀ جو فرامشش شد
زیرا که ندید دیر گا هست ۱۰
این حال جوست و بی تکلف
تا کاه نخورد یک دو ما هست ۱۱
تا روزه بشب بدان گشاید
ترتیب ببرگش آب چا هست ۱۲
تیغی یمنی بخورد روزی
... ا هست ۱۳
دندان گیرد ز روی من زانک
با کاه بر نگش اشتبا هست ۱۴
عالم همه تا بگاه دیوار
بر گرسنگی او گوا هست ۱۵
فریادش اگر رسی کنون رس
کش حال ز حد برون تبا هست ۱۶
تو غره مشو که می زند دم
یک دم باشد زنیست تا هست ۱۷
یک بار الحمد و تو بری کاه
در کارش کن که بی گنا هست ۱۸
همواره در آرزوی کاهست ۱
می خسبد روز همچو شب زانک
آفاق بچشم او سیاهست ۲
در خاک ز بهر قوت، خاشاک
می جوید ازین سبب دو تا هست ۳
پوشیده پلاس و خاک بر سر
پیوسته ز جوع داد خواهست ۴
آسوده بماند پشتش از زین
زانکش شکم تهی پنا هست ۵
زین پس نرود پیاده یک گام
کان گوشه نشین نه مرد را هست ۶
در تک ببرد سبق بر این اسب
چو بین اسبی که جفت شاهست ۷
بد تر جایی بمذهب او
در زیر سپهر پایگا هست ۸
نه کاه در و ، نه جو، نه سبزه
این آخر او چه جایگاهست؟ ۹
افسانۀ جو فرامشش شد
زیرا که ندید دیر گا هست ۱۰
این حال جوست و بی تکلف
تا کاه نخورد یک دو ما هست ۱۱
تا روزه بشب بدان گشاید
ترتیب ببرگش آب چا هست ۱۲
تیغی یمنی بخورد روزی
... ا هست ۱۳
دندان گیرد ز روی من زانک
با کاه بر نگش اشتبا هست ۱۴
عالم همه تا بگاه دیوار
بر گرسنگی او گوا هست ۱۵
فریادش اگر رسی کنون رس
کش حال ز حد برون تبا هست ۱۶
تو غره مشو که می زند دم
یک دم باشد زنیست تا هست ۱۷
یک بار الحمد و تو بری کاه
در کارش کن که بی گنا هست ۱۸
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۱۸
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲ - وله ایضا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.