هوش مصنوعی:
این متن بیانگر احساسات پراکنده و پریشان شاعر است که خود را در زندانی بدون جرم میبیند، دور از روشنایی و در تاریکی. او از تنهایی، بیپناهی و نبود فریادرس شکایت دارد و خود را همچون چراغی کمفروغ یا سازی بینوازنده توصیف میکند. در نهایت، او از زنده به گور شدن در وجود دیگری سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی مانند ناامیدی، تنهایی و احساس زنده به گور شدن است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی دارد.
شمارهٔ ۲۷ - ایضاًله
بس پراکنده و پریشانم
ره فراکار خود نمی دانیم ۱
هیچ جرمی نکرده محبوسیم
بی اوامی اسیر زندانیم ۲
همجو خفاش روزکور همه
دشمن آفتاب رخشانیم ۳
چون ستاره بشب برون آئیم
برخود از تیغ مهر ارزانیم ۴
در نهان خانه ها چو هیچ نماند
ما بجای قماشه پنهانیم ۵
زرد و لرزان و نیم مرده ز غم
راست همچون چراغ دزد نیم ۶
همچو چنگ از گرفت می نالیم
مانده در پرده بی نوازانیم ۷
هیچ فریادرس نمی بینم
هرچه فریاد بیش می خوانیم ۸
گر شنیدی که در وجود کسی
زنده در گور خفت ما آنیم ۹
ره فراکار خود نمی دانیم ۱
هیچ جرمی نکرده محبوسیم
بی اوامی اسیر زندانیم ۲
همجو خفاش روزکور همه
دشمن آفتاب رخشانیم ۳
چون ستاره بشب برون آئیم
برخود از تیغ مهر ارزانیم ۴
در نهان خانه ها چو هیچ نماند
ما بجای قماشه پنهانیم ۵
زرد و لرزان و نیم مرده ز غم
راست همچون چراغ دزد نیم ۶
همچو چنگ از گرفت می نالیم
مانده در پرده بی نوازانیم ۷
هیچ فریادرس نمی بینم
هرچه فریاد بیش می خوانیم ۸
گر شنیدی که در وجود کسی
زنده در گور خفت ما آنیم ۹
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۹
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۶ - ایضاً له
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۸ - ایضاً له
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.