هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در ستایش طبع سخنوری و هنر شاعری فردی به نام مجدالدین سروده شده است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، مهارت و برتری مجدالدین در سخنوری و شعر را توصیف میکند. او را به عنوان شهسوار سخن و مرکز هنر سخنپردازی معرفی میکند و تأثیرگذاری کلام او را در جهان شعر و ادب میستاید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و استعارههای پیچیده است که درک آن به دانش ادبی و بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات تخصصی شعر و ادب ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۰ - زهی گشوده ز طبع تو چشمه سار سخن
زهی گشوده ز طبع تو چشمه سار سخن
شکفته در چمن خاطرت بهار سخن ۱
به گوش و گردن حوران فکر بر بسته
به رسم زیورشان دُرّ شاهوار سخن ۲
پیاده ماند ز تو هر سخنور از پی آنک
تویی مبارز تحقیق و شهسوار سخن ۳
به نوک خامه فکرت صورنگار بدیع
گرفته گلشن ارواح در نگار سخن ۴
نفوذ جمله سخن هیچ گشت و قلب نمود
که نیک نیک بیفزوده ای عیار سخن ۵
به دست تو ست عنان سخن بجز دستت
نبینی از سر تحقیق در مهار سخن ۶
سراکابر و صدر عراق،مجدالدین
اگر نه طبع تو گشتی به لطف یار سخن ۷
ز دست رفته بُدی،پای مرد و سرور عصر
چو کار جود و سخا در زمانه کار سخن ۸
تو تازه کردی لله دَرُّک،ای طایی
به شبنم کف پر ژاله،لاله زار سخن ۹
شعار خامه شرع تو بُد به شعر،ولیک
همی نزیبد نیکو تو را شعار سخن ۱۰
ز سطح قلزم طبع و دلت تصاعد کرد
روان و ترّ و بلند، ابر آبدار سخن ۱۱
به تیغ فضل گشودی جهان عامر نظم
به جاه عقل شدی شاه،در دیار سخن ۱۲
تو را سخا و سخن نیک زیر دست شده ست
که شهسوار سخایی و شهریار سخن ۱۳
همیشه تا که بود از ره طبیعت اصل
به نفس ناطقه ناچار افتقار سخن ۱۴
تو را بجز بدل خویش افتقار مباد
که هست طبع و دلت مرکز و مدار سخن ۱۵
شکفته در چمن خاطرت بهار سخن ۱
به گوش و گردن حوران فکر بر بسته
به رسم زیورشان دُرّ شاهوار سخن ۲
پیاده ماند ز تو هر سخنور از پی آنک
تویی مبارز تحقیق و شهسوار سخن ۳
به نوک خامه فکرت صورنگار بدیع
گرفته گلشن ارواح در نگار سخن ۴
نفوذ جمله سخن هیچ گشت و قلب نمود
که نیک نیک بیفزوده ای عیار سخن ۵
به دست تو ست عنان سخن بجز دستت
نبینی از سر تحقیق در مهار سخن ۶
سراکابر و صدر عراق،مجدالدین
اگر نه طبع تو گشتی به لطف یار سخن ۷
ز دست رفته بُدی،پای مرد و سرور عصر
چو کار جود و سخا در زمانه کار سخن ۸
تو تازه کردی لله دَرُّک،ای طایی
به شبنم کف پر ژاله،لاله زار سخن ۹
شعار خامه شرع تو بُد به شعر،ولیک
همی نزیبد نیکو تو را شعار سخن ۱۰
ز سطح قلزم طبع و دلت تصاعد کرد
روان و ترّ و بلند، ابر آبدار سخن ۱۱
به تیغ فضل گشودی جهان عامر نظم
به جاه عقل شدی شاه،در دیار سخن ۱۲
تو را سخا و سخن نیک زیر دست شده ست
که شهسوار سخایی و شهریار سخن ۱۳
همیشه تا که بود از ره طبیعت اصل
به نفس ناطقه ناچار افتقار سخن ۱۴
تو را بجز بدل خویش افتقار مباد
که هست طبع و دلت مرکز و مدار سخن ۱۵
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۵
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹ - گیتی ز فرّ دولت فرمانده جهان
گوهر بعدی:شماره ۶۱ - ای کرده گرد ماه ز شب خرمن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.