هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و مدحی، با استفاده از تشبیهات زیبا مانند ماه و سرو، به توصیف معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. همچنین در بخشهایی به مدح و ستایش شخصی به نام محمد بن علی اشعث پرداخته شده و از فضایل او سخن به میان آمده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین استفاده از صنایع ادبی و تشبیهات نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.
شماره ۸۰ - ای ماه سروقامت و ای سرو ماه روی
ای ماه سروقامت و ای سرو ماه روی
وصل تو تا نموده مرا چند گاه روی ۱
شکلم چو نال شد ز هوای تو و توراست
با شکل سرو قامت و بانور ماه روی ۲
تا بی حجاب دیده به رویت نگاه کرد
پر آب دیده دارم زان یک نگاه روی ۳
آیینه دلم سیه از آه سینه شد
آیینه را سیه شود آری ز آه روی ۴
بگرفت خطه دلم اینک سپاه عشق
و آورد سوی عالم جان آن سپاه روی ۵
رویم ز تاب عشق تو زردست و بس بود
بر وفق این حدیث که گفتم گواه روی ۶
روی تو از لطافت محض آفرید حق
زان خوبتر که وهم نخواهذ مخواه روی ۷
اندر شب فراق تو شاید که روز وصل
بنمایدم زچاه مقنع چو ماه روی ۸
جان مرا که عاجز هجران توست نیست
جز بارگاه مجلس عالی پناه روی ۹
فرخنده مجد ملک سپهر دول که هست
ایام را ز هیبت او همچو کاه روی ۱۰
عالی محمدبن علی اشعث آنک بخت
بنمودش از دریچه تمکین شاه روی ۱۱
با روی و رای او نبود مهر و ماه را
زین پس بجز نهادن تاج و کلاه روی ۱۲
اقبال با جلالت قدرش سپید کار
خورشید بی عنایت رایش سیاه روی ۱۳
افکنده بر موافق او عیش بهر چشم
پوشیده از مخالف او عزّ و جاه روی ۱۴
شرم از گناه باشد و خورشید در کشد
هر شب ز شرم طلعت او بی گناه روی ۱۵
ای پشت دین و مامن حق بارگاه تو
بخت ابد نهاده بدین بارگاه روی ۱۶
راهی که موکب تو بدانجا گذر کند
اقبال برنگیرد از آن خاک راه روی ۱۷
جور و عنا چو روزه بر ایوب روز و شب
خصم تو را نموده گهی پشت و گاه روی ۱۸
جایی رسید کار حسودت که از ضمیر
دارد همی نهفته ز مردم گیاه روی ۱۹
تا خسروان دهر و ملوک زمانه را
باشد مدام یاره و دیهیم و گاه روی ۲۰
از گردش زمانه عدوی تو را مباد
جز روزگار ناخوش و عیش تباه روی ۲۱
وصل تو تا نموده مرا چند گاه روی ۱
شکلم چو نال شد ز هوای تو و توراست
با شکل سرو قامت و بانور ماه روی ۲
تا بی حجاب دیده به رویت نگاه کرد
پر آب دیده دارم زان یک نگاه روی ۳
آیینه دلم سیه از آه سینه شد
آیینه را سیه شود آری ز آه روی ۴
بگرفت خطه دلم اینک سپاه عشق
و آورد سوی عالم جان آن سپاه روی ۵
رویم ز تاب عشق تو زردست و بس بود
بر وفق این حدیث که گفتم گواه روی ۶
روی تو از لطافت محض آفرید حق
زان خوبتر که وهم نخواهذ مخواه روی ۷
اندر شب فراق تو شاید که روز وصل
بنمایدم زچاه مقنع چو ماه روی ۸
جان مرا که عاجز هجران توست نیست
جز بارگاه مجلس عالی پناه روی ۹
فرخنده مجد ملک سپهر دول که هست
ایام را ز هیبت او همچو کاه روی ۱۰
عالی محمدبن علی اشعث آنک بخت
بنمودش از دریچه تمکین شاه روی ۱۱
با روی و رای او نبود مهر و ماه را
زین پس بجز نهادن تاج و کلاه روی ۱۲
اقبال با جلالت قدرش سپید کار
خورشید بی عنایت رایش سیاه روی ۱۳
افکنده بر موافق او عیش بهر چشم
پوشیده از مخالف او عزّ و جاه روی ۱۴
شرم از گناه باشد و خورشید در کشد
هر شب ز شرم طلعت او بی گناه روی ۱۵
ای پشت دین و مامن حق بارگاه تو
بخت ابد نهاده بدین بارگاه روی ۱۶
راهی که موکب تو بدانجا گذر کند
اقبال برنگیرد از آن خاک راه روی ۱۷
جور و عنا چو روزه بر ایوب روز و شب
خصم تو را نموده گهی پشت و گاه روی ۱۸
جایی رسید کار حسودت که از ضمیر
دارد همی نهفته ز مردم گیاه روی ۱۹
تا خسروان دهر و ملوک زمانه را
باشد مدام یاره و دیهیم و گاه روی ۲۰
از گردش زمانه عدوی تو را مباد
جز روزگار ناخوش و عیش تباه روی ۲۱
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۱
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹ - در این هوس که من افتاده ام به نادانی
گوهر بعدی:شماره ۸۱ - زهی مسخّر حُکمت ز ماه تا ماهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.