هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر به ستایش معشوق (جمال دین) میپردازد و از دردها و رنجهای خود سخن میگوید. او از بزرگی و نفوذ معشوق صحبت میکند و بیان میدارد که با وجود عشق و ارادتش، از سردی روزگار رنج میبرد. شاعر همچنین از غمهایش میگوید و آرزو میکند که معشوق با لطف خود دردهایش را تسکین دهد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'دل ز سردی دوران آسمان بفسرد' یا 'مرا دلیست ز صد گونه درد مالامال' ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۳۲ - جمال دین سر احرار روزگار حسن
جمال دین سر احرار روزگار حسن
ایا به جنب بزرگیت صحن عالم خرد ۱
تویی که منشی فرمان تو به دست نفاذ
حروف حادثه از روی آسمان بسترد ۲
هر آن شمار که خصم تو از جهان برداشت
فذلکش نفس چند بود هم بشمرد ۳
اگر چه پشت مرا از قبول تو گرم است
دلم ز سردی دوران آسمان بفسرد ۴
یکی غم از دل من پای باز پس نکشید
مگر دست به دستش به دیگری بسپرد ۵
اگر چه عاشق بزم توام گرانی خویش
سبک سبک به کریمان نمی توانم برد ۶
مرا دلیست ز صد گونه درد مالامال
ز لطف تو سر آن درد ریز جامی درد ۷
تو سایه افکن و انگار کافتاب نماند
تو شاد زی و چنان دان که روزگار بمرد ۸
ایا به جنب بزرگیت صحن عالم خرد ۱
تویی که منشی فرمان تو به دست نفاذ
حروف حادثه از روی آسمان بسترد ۲
هر آن شمار که خصم تو از جهان برداشت
فذلکش نفس چند بود هم بشمرد ۳
اگر چه پشت مرا از قبول تو گرم است
دلم ز سردی دوران آسمان بفسرد ۴
یکی غم از دل من پای باز پس نکشید
مگر دست به دستش به دیگری بسپرد ۵
اگر چه عاشق بزم توام گرانی خویش
سبک سبک به کریمان نمی توانم برد ۶
مرا دلیست ز صد گونه درد مالامال
ز لطف تو سر آن درد ریز جامی درد ۷
تو سایه افکن و انگار کافتاب نماند
تو شاد زی و چنان دان که روزگار بمرد ۸
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۸
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - خدایگان جهان شهریار روی زمین
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - سر اکابر آفاق شمس دولت و دین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.