هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیوفایی و بیتوجهی معشوق شکایت میکند و از درد دوری و ناکامی در عشق مینالد. او از معشوق میپرسد که آیا هیچ وفایی در او وجود دارد و چرا به سلام و درخواستهایش پاسخی نمیدهد. شاعر همچنین از این که معشوق او را به صبر و رضا دعوت میکند در حالی که دلش پر از غم و اندوه است، گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین ممکن است برخی از مفاهیم مانند درد عشق و ناکامی برای سنین پایینتر سنگین و نامفهوم باشد.
شماره ۳ - ز من چندانک می خواهی وفا هست
ز من چندانک می خواهی وفا هست
از این معنی بگو یک جو تو را هست؟ ۱
چه گویم وای دل گویی که جان کن
کنون هم از تو پرسم این وفا هست؟ ۲
سلامم را جوابی نیست از تو
بگو در هیچ مذهب این روا هست؟ ۳
به غم گفتی برو خون کن دلش را
ز غم واپرس تا خود دل به جا هست؟ ۴
چو گویم وصل،گویی وقت آن نیست
به غم قانع شدم اینت رضا هست؟ ۵
گر از غم بر درت جان داد سهل ست
چو من در شهر عشقت صد گدا هست؟ ۶
از این معنی بگو یک جو تو را هست؟ ۱
چه گویم وای دل گویی که جان کن
کنون هم از تو پرسم این وفا هست؟ ۲
سلامم را جوابی نیست از تو
بگو در هیچ مذهب این روا هست؟ ۳
به غم گفتی برو خون کن دلش را
ز غم واپرس تا خود دل به جا هست؟ ۴
چو گویم وصل،گویی وقت آن نیست
به غم قانع شدم اینت رضا هست؟ ۵
گر از غم بر درت جان داد سهل ست
چو من در شهر عشقت صد گدا هست؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - یار میخواره من دی قدحی باده به دست
گوهر بعدی:شماره ۴ - ای به عیدی دلم به روی تو شاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.