هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و سوزش دل خود سخن میگوید. او از یار خود یاد میکند و بیان میکند که عشق به دیگری حرام است. شاعر از آتش عشق خود میگوید و اینکه یارش وقتی به بالین او میآید، خاکستری از این آتش میبیند. همچنین، او از رشک و سوزش عشق و بیپروایی عاشق در برابر گریه و درد سخن میگوید. در پایان، شاعر از لحظات خوش در کوی بتان و نوشیدن می یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مینوشی و بتان دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شمارهٔ ۲۵ - خاکستری
کسی کو یار خود دارد چرا بر دیگری بندد
حرامش باد عشق آنکس که هم بر دیگری بیند ۱
از این آتش که من دارم زشوق او عجب نبود
که آن مه چون به بالین آیدم خاکستری بیند ۲
همه عالم زتاب مهر سوزنده شده عمری
که مهر از رشک این سوزد که از خود بهتری بیند ۳
اگر عاشق زدل نالد زگریه نیست پروایش
اگر بر جای هر مو برتن خود نشتری بیند ۴
نکرد آن نامسلمان هیچ رحمی و می دانم
که بر من سوزدش دل گرسوی من کافری بیند ۵
خوش آن ساعت که در کوی بتان محیی رود سرخوش
به دستی شیشه در دستی پر از می ساغری بیند ۶
حرامش باد عشق آنکس که هم بر دیگری بیند ۱
از این آتش که من دارم زشوق او عجب نبود
که آن مه چون به بالین آیدم خاکستری بیند ۲
همه عالم زتاب مهر سوزنده شده عمری
که مهر از رشک این سوزد که از خود بهتری بیند ۳
اگر عاشق زدل نالد زگریه نیست پروایش
اگر بر جای هر مو برتن خود نشتری بیند ۴
نکرد آن نامسلمان هیچ رحمی و می دانم
که بر من سوزدش دل گرسوی من کافری بیند ۵
خوش آن ساعت که در کوی بتان محیی رود سرخوش
به دستی شیشه در دستی پر از می ساغری بیند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۴ - سرمست صبغت الله
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۶ - فرهاد و بیستون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.