هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و اشتیاق خود به معشوق میگوید و بیان میکند که حتی اگر به او نرسد، دیدن دیوار و در خانهاش نیز برایش ارزشمند است. او از زیباییهای معشوق مانند چشماناش، رفتار و قامت بلندش سخن میگوید و تأکید میکند که نمیخواهد نگاهش به دیگری بیفتد. شاعر همچنین به مجنون و عشق او به لیلی اشاره میکند و از حسادت دیگران به رابطهاش با معشوق میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اشارات ادبی و تاریخی مانند مجنون و لیلی ممکن است برای مخاطبان کمسنتر نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینم
دوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم
وگر آن دولتم نبود در و دیوار او بینم ۱
کند جان در تنم آمد شد ویابد ضیاء چشمم
چوبالای بلند و شیو ه رفتار او بینم ۲
نخواهم دیده روشن که بر غیری فتد ناگه
همان بهتر که از نور رخش دیدار او بینم ۳
چو مجنون آهوی صحرا ازآن رو دوست میدارم
که با وی حالتی از نرگس بیمار او بینم ۴
ز رَشکِ آنکه خواندی ازسگانِ کوی خود محیی
همه کس سنگ کین بر کف پی آزار او بینم ۵
وگر آن دولتم نبود در و دیوار او بینم ۱
کند جان در تنم آمد شد ویابد ضیاء چشمم
چوبالای بلند و شیو ه رفتار او بینم ۲
نخواهم دیده روشن که بر غیری فتد ناگه
همان بهتر که از نور رخش دیدار او بینم ۳
چو مجنون آهوی صحرا ازآن رو دوست میدارم
که با وی حالتی از نرگس بیمار او بینم ۴
ز رَشکِ آنکه خواندی ازسگانِ کوی خود محیی
همه کس سنگ کین بر کف پی آزار او بینم ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۵ - بی ماه روی تو
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۷ - قلعه روحانیان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.