هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و تأثیر عمیق آن بر زندگی خود سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که عشق همه چیز او، از جمله جان، عقل و هوش را تسخیر کرده و حتی امیدها و تلاش‌هایش را تحت تأثیر قرار داده است. شاعر به دنبال نجات و وصال با معشوق است و از درد فراق و ناتوانی در بیان احساساتش رنج می‌برد. او همچنین از قدرناشناسی دیگران نسبت به عشقش شکایت دارد و عشق را بار سنگینی بر دوش خود می‌داند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد یا نیاز به توضیح داشته باشد.

شماره ۱۰۰۹ - جانِ من و عقلِ من و هوشِ من

جانِ من و عقلِ من و هوشِ من
هر سه به یک ره شده فرتوشِ من ۱

صاعقۀ عشق درآمد بسوخت
خوابِ من وخوردِ من و توشِ من ۲

بر رهِ امید و ندای نجات
چند بود چشمِ من و گوشِ من ۳

ساقیِ خم خانۀ وحدت کجاست
تا بنهد بر کفِ من نوشِ من ۴

تا نکند دوست نظر ضایع است
سعیِ من و جهدِ من و کوشِ من ۵

آه که نتوان به کسی باز گفت
زآن که ببرده‌است زمن هوشِ من ۶

سروِ روانی که نگنجد ز قدر
در همه عالم نه در آغوشِ من ۷

قدرِ من امروز چه دانی که قدر
باز ندانی ز شبِ دوشِ من ۸

عیبِ نزاری چه کنی کاین عَلَم
عشق ز مبداء زده بر دوشِ من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۰۸ - مرا که دوست تو باشی نترسم از دشمن
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۰ - ای سرِ کویِ تو منزل گَهِ آسایشِ من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.