هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و غم بیپایان خود میگوید که هیچ درمانی ندارد. او از بیتوجهی دیگران به رنجهایش شکایت دارد و بیان میکند که عقل و منطق بر او چیره نمیشود. شبهای بیپایان و رنجهایش را به روز رستاخیز تشبیه میکند. دلش سوخته و اشکهای خونین میریزد. او عاشق زلف یار است و ایمانش را به آن گره زده است. در پایان، از جانان خود طلب رحمت میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنجهای عرفانی و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۱۶ - الغیاث ای دوستان از درد بی درمان من
الغیاث ای دوستان از درد بی درمان من
خود نمی بخشاید آخر هیچ دل بر جان من ۱
هم عفا الله غم که گر صد مصلحت دارد دمی
نیست غایب هرگز از بیغوله احزان من ۲
عاقلان بر من ملامت می کنند آری ولیک
چون کنم با دل که کمتر می کند فرمان من ۳
مردم آگه نیست از تاویل روز رستخیز
من بگویم چیست آن شب های بی پایان من ۴
دل کبابی بود و اکنون خون شده در دامنم
می چکاند قطره قطره چشم خون افشان من ۵
تن حصیر نفت آلوده ست و آتش در میان
هم سر از جایی برآرد آتش پنهان من ۶
دوست میدارم که را آن را کز اول بسته اند
با شکنج حلقه های زلف او پیمان من ۷
بعد ازین دل در ضلالت می رود یعنی که شد
زلف او استغفرالله العظیم ایمان من ۸
دل به زاری خون شد و جانم به خواری می برد
بر نزاری رحمتی کن آخر ای جانان من ۹
خود نمی بخشاید آخر هیچ دل بر جان من ۱
هم عفا الله غم که گر صد مصلحت دارد دمی
نیست غایب هرگز از بیغوله احزان من ۲
عاقلان بر من ملامت می کنند آری ولیک
چون کنم با دل که کمتر می کند فرمان من ۳
مردم آگه نیست از تاویل روز رستخیز
من بگویم چیست آن شب های بی پایان من ۴
دل کبابی بود و اکنون خون شده در دامنم
می چکاند قطره قطره چشم خون افشان من ۵
تن حصیر نفت آلوده ست و آتش در میان
هم سر از جایی برآرد آتش پنهان من ۶
دوست میدارم که را آن را کز اول بسته اند
با شکنج حلقه های زلف او پیمان من ۷
بعد ازین دل در ضلالت می رود یعنی که شد
زلف او استغفرالله العظیم ایمان من ۸
دل به زاری خون شد و جانم به خواری می برد
بر نزاری رحمتی کن آخر ای جانان من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱۵ - صحبت اهل دلی و جاه من و جان من
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱۷ - گواه است بر درد پنهان من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.