هوش مصنوعی: این متن عرفانی و شاعرانه از مولانا جلال‌الدین بلخی، دعوتی است برای دیدن جهان با نگاهی عمیق و عاشقانه. شاعر از مخاطب می‌خواهد تا با کنار گذاشتن ظواهر، به حقیقت درون و وحدت وجود پی ببرد. مضامینی مانند عشق، معرفت، آفرینش، وحدت وجود، و قدرت عشق الهی در این شعر به چشم می‌خورد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۱۰۲۲ - بیا و دیده ی پر خون ما بین

بیا و دیده ی پر خون ما بین
نظر گاه دل مجنون ما بین ۱

هنوز از ساحل دریای دردی
درون آی و دل پرخون ما بین ۲

گرت از صبغت الله رنگ باید
درآی از دیر و بوقلمون ما بین ۳

عجایب دیده ای بسیار ازین پیش
بیا و صنعت اکنون ما بین ۴

فلک را با بزرگی و بلندی
به چشم معرفت ما دون ما بین ۵

چه می دانی تو رمز آفرینش
بیا و سر کاف و نون ما بین ۶

دو عالم مست ازین یک ذره عشق اند
مجال عشق روز افزون ما بین ۷

مسیح از یک نفس چندان شرف یافت
کمال قدرت افسون ما بین ۸

برون از منزل چون و چرا شو
چو رفتی وحدت بی چون ما بین ۹

نزاری گفتمت با خویش منگر
که می گوید کسی بیرون ما بین ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۲۱ - گر به گوشت برسد درد من و زاری من
گوهر بعدی:شماره ۱۰۲۳ - ای ز بهشت بی خبر رونق نو بهار بین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.