هوش مصنوعی: شاعر در این متن از غم و اندوه دوری از معشوق و نبودن مجالس شادی و شراب سخن می‌گوید. او از انتظار کشیدن و بی‌صبری خود می‌نالد و به صبر و ثبات قدم توصیه می‌کند. همچنین، از گذشت زمان و ناامیدی از آینده گله می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و مجالس شادی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر مناسب نباشد.

شماره ۱۰۵۳ - خوش است بر لبِ قلزم نشسته در باکو

خوش است بر لبِ قلزم نشسته در باکو
به یادِ رویِ تو ساغر به دست امّا کو ۱

شرابِ راوق و آوازِ چنگ و ضربِ اصول
من و تو و دو حریفِ دگر دریغا کو ۲

به کامِ دل ز فلک داد عیش بستانیم
به یک صبوح ولی مجلسی مهیّا کو ۳

چه چاره کردم و دریا نمی شود مغلوب
که در کشم به دمی کشتیِ چو دریا کو ۴

شدم نزار چو سوزن در انتظارِ خلاص
سری ز رشتۀ این انتظار پیدا کو ۵

ز هر مراد توان بهره برگرفت به صبر
بلی به صبر ولی خاطر شکیبا کو ۶

اگر ثباتِ قدم را به خویشتن داری
دلی به کار شود، دل کجاست ما را کو ۷

سیاه شد جگرم بس که خویشتن دیدم
ز خویشتن بَسَم آخر دلِ مصفّا کو ۸

به نقدِ وقت قناعت کنم که «اَین الوقت»
گذشت دی و نزاری امیدِ فردا کو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۲ - گر شبکی نشستمی با بُتِ خویش رو به رو
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۴ - بادِ بهار می وزد بادۀ خوش گوار کو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.