هوش مصنوعی:
این متن بیانگر عشق و اشتیاق شدید شاعر به معشوق است. او از فراق و دوری رنج میبرد و اشتیاق دیدار معشوق، جانش را به لب رسانده است. شاعر از خداوند نیز برای اثبات درد فراق خود یاری میطلبد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک، مناسب مخاطبان با سطح بلوغ فکری بالاتر است.
شماره ۱۰۸۰ - ای به دیدار تو جانم آرزومند آمده
ای به دیدار تو جانم آرزومند آمده
پای تا سر همچو زلفت بند در بند آمده ۱
بیش تر فریاد رس جانا که از بس اشتیاق
کار من در یک نفس با قطع و پیوند آمده ۲
بیش ازین طاقت ندارم در فراق روی تو
یعلم الله نیز اگر حاجت به سوگند آمده ۳
روزگاری دیر باید تا توانم باز گفت
آنچه بر من بنده زاندوه خداوند آمده ۴
هر نفس جانم رسد از آرزومندی به لب
تا نپنداری نزاری از تو خرسند آمده ۵
پای تا سر همچو زلفت بند در بند آمده ۱
بیش تر فریاد رس جانا که از بس اشتیاق
کار من در یک نفس با قطع و پیوند آمده ۲
بیش ازین طاقت ندارم در فراق روی تو
یعلم الله نیز اگر حاجت به سوگند آمده ۳
روزگاری دیر باید تا توانم باز گفت
آنچه بر من بنده زاندوه خداوند آمده ۴
هر نفس جانم رسد از آرزومندی به لب
تا نپنداری نزاری از تو خرسند آمده ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۹ - بر کوچه ی او خواهم یک بار گذر کرده
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸۱ - دوش بازم قاصدی از حضرت یار آمده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.