هوش مصنوعی:
شاعر از درد فراق و رنج عشق ناکام میگوید و از طمع و امیدهای بربادرفته سخن میراند. او از بلای عشق و بیقراریهایش مینالد و آرزو میکند که معشوقش روزی به یاد او بیفتد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیدهی انسانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی و ادبی دارد.
شماره ۱۰۹۳ - از برت میروم به ناچاره
از برت میروم به ناچاره
طمع از جان بریده یک باره ۱
تا کجا سر برون کند مجنون
که شد از کویِ لیلی آواره ۲
از بلایی چنین که پیش آمد
بودهام ترسناک همواره ۳
تا کند احتمالِ دردِ فراق
کو دلی بردبارِ خونخواره ۴
ماهرویا بسوزم ار برسی
بر سر راه من به سیاره ۵
از تو دارم طمع که یادآری
از نزاریِ زار بیچاره ۶
طمع از جان بریده یک باره ۱
تا کجا سر برون کند مجنون
که شد از کویِ لیلی آواره ۲
از بلایی چنین که پیش آمد
بودهام ترسناک همواره ۳
تا کند احتمالِ دردِ فراق
کو دلی بردبارِ خونخواره ۴
ماهرویا بسوزم ار برسی
بر سر راه من به سیاره ۵
از تو دارم طمع که یادآری
از نزاریِ زار بیچاره ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹۲ - به دام عشق درآویختم دگرباره
گوهر بعدی:شماره ۱۰۹۴ - بیار از آن لبِ شیرینتر از شکر بوسه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.