هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از جدایی از عشق و وارستگی سخن میگوید و بیان میکند که عشق و دلبستگی برایش دردناک بوده است. او از طبیب دشمن و درمانی که به مرگ میانجامد، شکایت دارد. همچنین، از نازکی دل خود و ترس از شکستن آن میگوید. در نهایت، اشاره میکند که یار او را به دانستگی نخوانده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۵ - دلبستگی نماند به وارستگی مرا
دلبستگی نماند به وارستگی مرا
وارستگی مباد ز دلبستگی مرا ۱
آسودگی به شربت مرگم علاج کرد
دشمن طبیب گشت درین خستگی مرا ۲
کردم ز عشق شکوه تلافی نمیشود
سوزند اگر به آتش وارستگی مرا ۳
روزی که جامه بر قد احباب دوختند
عشقت قبول کرد به شایستگی مرا ۴
ترسم ز نازکی شکند شیشه دلم
در بر کش ای نسیم به آهستگی مرا ۵
قدسی روم طفیل حریفان به بزم او
هرگز نخواند یار به دانستگی مرا ۶
وارستگی مباد ز دلبستگی مرا ۱
آسودگی به شربت مرگم علاج کرد
دشمن طبیب گشت درین خستگی مرا ۲
کردم ز عشق شکوه تلافی نمیشود
سوزند اگر به آتش وارستگی مرا ۳
روزی که جامه بر قد احباب دوختند
عشقت قبول کرد به شایستگی مرا ۴
ترسم ز نازکی شکند شیشه دلم
در بر کش ای نسیم به آهستگی مرا ۵
قدسی روم طفیل حریفان به بزم او
هرگز نخواند یار به دانستگی مرا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴ - کی حرف ملامت شکند خاطر ما را؟
گوهر بعدی:شماره ۱۶ - فکند از نظری دیده حسود مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.