هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از عشق و ایمان، رنج و فداکاری، و مقایسههای زیبا بین معشوق و عناصر طبیعت سخن میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۸ - به کفر زلفت از آن تازه کردم ایمان را
به کفر زلفت از آن تازه کردم ایمان را
که تازه ریختهای خون صد مسلمان را ۱
ز حد فزون مکن ای داغ با دلم گرمی
که هیچکس به تواضع نکشته مهمان را ۲
قیامتی ز خرامیدنش بلند نشد
چه نسبت است به قد تو سرو بستان را ۳
شب وصالم اگر رخصت نظاره دهی
چو شمع بر سر مژگان فدا کنم جان را ۴
سرشک من همهجا میرسد نیم زان قوم
که شستهاند ز دامن جدا گریبان را ۵
که تازه ریختهای خون صد مسلمان را ۱
ز حد فزون مکن ای داغ با دلم گرمی
که هیچکس به تواضع نکشته مهمان را ۲
قیامتی ز خرامیدنش بلند نشد
چه نسبت است به قد تو سرو بستان را ۳
شب وصالم اگر رخصت نظاره دهی
چو شمع بر سر مژگان فدا کنم جان را ۴
سرشک من همهجا میرسد نیم زان قوم
که شستهاند ز دامن جدا گریبان را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷ - ناگفته ماند صد سخن آرزو مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۹ - در راه تا رود ز من آن نازنین جدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.