هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از جدایی از معشوق و درد ناشی از آن میگوید. او از احساس تنهایی و بیقراری خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه عشق و وفاداریاش به معشوق، او را از همه چیز جدا کرده است. شاعر همچنین از آرزوی وصال معشوق و ناکامیاش در این راه مینالد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و بیشتر مناسب نوجوانان و بزرگسالان است که توانایی درک و تجربهی چنین احساساتی را دارند.
شماره ۲۹ - در راه تا رود ز من آن نازنین جدا
در راه تا رود ز من آن نازنین جدا
دستش جدا عنان کشد و آستین جدا ۱
چون بر نشان پای تو مالم رح نیاز
نتوان چو سایه کرد مرا از زمین جدا ۲
از لذت خدنگ ستم عضوعضو من
هریک کنند شست ترا آفرین جدا ۳
هم عاشق وفایم و هم بنده جفا
دارم به سینه داغ جدا بر جبین جدا ۴
من ترک عالمی ز برای تو کردهام
از من مشو برای دل آن و این جدا ۵
قدسی ندید دولت وصلت به خواب هم
از چون تویی فتاده کسی این چنین جدا ۶
دستش جدا عنان کشد و آستین جدا ۱
چون بر نشان پای تو مالم رح نیاز
نتوان چو سایه کرد مرا از زمین جدا ۲
از لذت خدنگ ستم عضوعضو من
هریک کنند شست ترا آفرین جدا ۳
هم عاشق وفایم و هم بنده جفا
دارم به سینه داغ جدا بر جبین جدا ۴
من ترک عالمی ز برای تو کردهام
از من مشو برای دل آن و این جدا ۵
قدسی ندید دولت وصلت به خواب هم
از چون تویی فتاده کسی این چنین جدا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸ - به کفر زلفت از آن تازه کردم ایمان را
گوهر بعدی:شماره ۳۰ - میزند نشتر تدبیر شب و روز مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.