هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای خود میگوید و از روزگار و تقدیر شکایت دارد. او از عشق و دوری معشوق نیز سخن میگوید و بیان میکند که بدون حضور معشوق، حتی عید نوروز نیز برایش ارزشی ندارد. شاعر به دنبال کسی است که بتواند با سخنانش دلش را گرم کند و از افکار افسردهکننده رهایی یابد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از واژهها و ترکیبات بهکاررفته در متن ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۳۰ - میزند نشتر تدبیر شب و روز مرا
میزند نشتر تدبیر شب و روز مرا
مصلحت چیست به این مصلحت آموز مرا؟ ۱
هست حق نمکی بر منش از دیده شور
آنکه چشم بدش افکند به این روز مرا ۲
عید نوروز من آنست که پیشم باشی
چون نباشی تو چه عیدست و چه نوروز مرا؟ ۳
طبعم افسرده شد از فکر حریفی خواهم
که کند گرم به یک بیت گلوسوز مرا ۴
میبرد هر نفسم بر سر راهی چو صبا
بوالهوس کرده نگاه هوساندوز مرا ۵
کرده انگشتنما داغ جنونم قدسی
چه کند بهتر ازین کوکب فیروز مرا ۶
مصلحت چیست به این مصلحت آموز مرا؟ ۱
هست حق نمکی بر منش از دیده شور
آنکه چشم بدش افکند به این روز مرا ۲
عید نوروز من آنست که پیشم باشی
چون نباشی تو چه عیدست و چه نوروز مرا؟ ۳
طبعم افسرده شد از فکر حریفی خواهم
که کند گرم به یک بیت گلوسوز مرا ۴
میبرد هر نفسم بر سر راهی چو صبا
بوالهوس کرده نگاه هوساندوز مرا ۵
کرده انگشتنما داغ جنونم قدسی
چه کند بهتر ازین کوکب فیروز مرا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹ - در راه تا رود ز من آن نازنین جدا
گوهر بعدی:شماره ۳۱ - شبی هرکس به بزم دلستانی جا کند خود را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.