هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر درد هجران، عشق و رنجهای عاشقانه است. شاعر از تلخی جدایی میگوید و از زیبایی معشوق سخن میراند. همچنین، اشارهای به ریا و تظاهر در مجالس دارد و بر ارزش صداقت و راستی تأکید میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۰ - سخن ز غیر مپرسید بینوایی را
سخن ز غیر مپرسید بینوایی را
که کرده ورد زبان حرف آشنایی را ۱
حدیث هجر به گوش دلم چنان تلخ است
که حرف موج بگویند ناخدایی را ۲
دماغ غنچه معطر شد از نسیم سحر
کشیده شانه مگر زلف مشکسایی را؟ ۳
ز رشک هر مژه در چشم من شود خاری
به کوی دوست چو بینم برهنه پایی را ۴
چراغ حسن تو را روشنی نگردد کم
اگر بهشت کنی کلبه گدایی را ۵
چو سوی دیر روی، سبحه را بنه قدسی
مبر به مجلس دردیکشان ریایی را ۶
که کرده ورد زبان حرف آشنایی را ۱
حدیث هجر به گوش دلم چنان تلخ است
که حرف موج بگویند ناخدایی را ۲
دماغ غنچه معطر شد از نسیم سحر
کشیده شانه مگر زلف مشکسایی را؟ ۳
ز رشک هر مژه در چشم من شود خاری
به کوی دوست چو بینم برهنه پایی را ۴
چراغ حسن تو را روشنی نگردد کم
اگر بهشت کنی کلبه گدایی را ۵
چو سوی دیر روی، سبحه را بنه قدسی
مبر به مجلس دردیکشان ریایی را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹ - پرهیز ده ز هجر گرفتار خویش را
گوهر بعدی:شماره ۴۱ - رغیرتم پوشیده از چشم بدان، خوب مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.