هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و یکدله شاعر به معشوق است. او از بیقراری دلش میگوید و این که جز معشوق، هیچ آرزویی نداشته است. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند یوسف و مشتری، به زیباییهای معشوق و نبود جایگزین برای او اشاره میکند. همچنین، از تهی بودن جام زندگی و نبود مینوشی لذتبخش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
شماره ۹۲ - جز وصال او دلم هرگز تمنایی نداشت
جز وصال او دلم هرگز تمنایی نداشت
غیر سودایش دل شوریده سودایی نداشت ۱
عمرها شد ساغر نرگس چو جام ما تهیست
مجلسآرای چمن هم دُرد مینایی نداشت ۲
عاقبت یوسف متاع حسن، سوی مصر برد
مشتری گویی به کنعان چشم بینایی نداشت ۳
در جبینش از چه رو امروز نور دیگرست؟
آفتاب امروز اگر رخ بر کف پایی نداشت ۴
دُرد نگذارم به جام لاله گر بر لب نهم
هرگز این میخانه چون من بادهپیمایی نداشت ۵
غیر سودایش دل شوریده سودایی نداشت ۱
عمرها شد ساغر نرگس چو جام ما تهیست
مجلسآرای چمن هم دُرد مینایی نداشت ۲
عاقبت یوسف متاع حسن، سوی مصر برد
مشتری گویی به کنعان چشم بینایی نداشت ۳
در جبینش از چه رو امروز نور دیگرست؟
آفتاب امروز اگر رخ بر کف پایی نداشت ۴
دُرد نگذارم به جام لاله گر بر لب نهم
هرگز این میخانه چون من بادهپیمایی نداشت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیست
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - دوران نگر که سینهاش از کینه صاف نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.