هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از احساسات عمیق و نگرانیهای درونی شاعر سخن میگوید. شاعر از کینههای درونی، عشق نافرجام، رشک و حسادت، و نزاعهای درونی با خود و جهان اطراف صحبت میکند. همچنین، اشارهای به زندگی ساده و بیآلایش درویشان دارد که حتی آنها نیز از مشکلات و ناملایمات زندگی در امان نیستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند کینه، رشک، و نزاع درونی نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۹۳ - دوران نگر که سینهاش از کینه صاف نیست
دوران نگر که سینهاش از کینه صاف نیست
جز شیشه در میان دگری سینه صاف نیست ۱
تا کی خیال روی تو را در بغل کشد؟
هرگز دلم ز رشک به آیینه صاف نیست ۲
تا دیدهام نزاع شب جمعه با شراب
دانستهام که باطن آدینه صاف نیست ۳
آرد همیشه بخیه او را به روی کار
درویش هم به خرقه پشمینه صاف نیست ۴
جز شیشه در میان دگری سینه صاف نیست ۱
تا کی خیال روی تو را در بغل کشد؟
هرگز دلم ز رشک به آیینه صاف نیست ۲
تا دیدهام نزاع شب جمعه با شراب
دانستهام که باطن آدینه صاف نیست ۳
آرد همیشه بخیه او را به روی کار
درویش هم به خرقه پشمینه صاف نیست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲ - جز وصال او دلم هرگز تمنایی نداشت
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - مرا چو لاله ز بخت سیه رهایی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.