هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از غم و اندوه درونی خود میگوید و احساس بیپناهی و تنهایی میکند. او خود را مانند غنچهای پژمرده و لالهای بیرنگ توصیف میکند که از روزی که غم و درد در دلش جای گرفته، دیگر شادابی گذشته را ندارد. شاعر از عشق ناکام و آرزوهای بربادرفته میگوید و امیدی به آینده ندارد. او از ترس از دست دادن خیال معشوق و ناتوانی در ابراز احساساتش سخن میگوید و در نهایت، با وجود ناامیدی، دست از آرزوهایش نمیکشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و غمگینانه است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و اندوه وجودی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۹۶ - غیر از شکن طره به جایی گذرم نیست
غیر از شکن طره به جایی گذرم نیست
جز کنج قفس راه به جای دگرم نیست ۱
چون غنچه پژمردهام و لاله بیرنگ
زان روز که غم در دل و خون در جگرم نیست ۲
من بوی گل از داغ دل خویش شنیدم
حاجت به مددکاری باد سحرم نیست ۳
بر آتش می بس که نظر دوختهام دوش
امروز چو ساغر مژه در چشم ترم نیست ۴
ترسم دگری چون تو درآید به خیالم
در پیش تو بر آینه زان رو نظرم نیست ۵
کوته نکنم دست دل از شاخ تمنا
امید خزان هست، چه شد گر ثمرم نیست ۶
جز کنج قفس راه به جای دگرم نیست ۱
چون غنچه پژمردهام و لاله بیرنگ
زان روز که غم در دل و خون در جگرم نیست ۲
من بوی گل از داغ دل خویش شنیدم
حاجت به مددکاری باد سحرم نیست ۳
بر آتش می بس که نظر دوختهام دوش
امروز چو ساغر مژه در چشم ترم نیست ۴
ترسم دگری چون تو درآید به خیالم
در پیش تو بر آینه زان رو نظرم نیست ۵
کوته نکنم دست دل از شاخ تمنا
امید خزان هست، چه شد گر ثمرم نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۵ - ز بوی او به دل غنچه ارمغانی هست
گوهر بعدی:شماره ۹۷ - بازآی که سینهام کباب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.