هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلباختگی سخن میگوید و از رنجهای ناشی از این عشق، مانند اسارت در بلا و رشک بر دیگران، مینالد. همچنین، اشارهای به وفاداری خود و اسارت در تهمتهای دیگران دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج عشق و تهمت نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد.
شماره ۱۰۲ - خرم دلی که در خم زلف تو جا گرفت
خرم دلی که در خم زلف تو جا گرفت
آسوده آنکه خانه به کوی بلا گرفت ۱
خاک درت ز رشک نهفتم به آب چشم
تا چشم غیر، روشنی از توتیا گرفت ۲
تیر تو سر فرود نیارد به هیچ صید
مرغ دلم خدنگ ترا در هوا گرفت ۳
خلقی اسیر تهمت و من مجرم وفا
در قید او نماند کسی، تا مرا گرفت ۴
آسوده آنکه خانه به کوی بلا گرفت ۱
خاک درت ز رشک نهفتم به آب چشم
تا چشم غیر، روشنی از توتیا گرفت ۲
تیر تو سر فرود نیارد به هیچ صید
مرغ دلم خدنگ ترا در هوا گرفت ۳
خلقی اسیر تهمت و من مجرم وفا
در قید او نماند کسی، تا مرا گرفت ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۱ - وعده وصل ار دهد، صبر تقاضا بس است
گوهر بعدی:شماره ۱۰۳ - تا صبا با آن سر زلف پریشان آشناست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.