هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عرفانی است. شاعر از درد فراق، غیرت، بیسامانی و حسرت سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند زلف پریشان، کشتی در آب و گریبان چاک، احساسات خود را به تصویر میکشد. همچنین، اشارهای به شناخت درونی و آشنایی با رنجها دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غیرت، حسرت و رنج نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۰۳ - تا صبا با آن سر زلف پریشان آشناست
تا صبا با آن سر زلف پریشان آشناست
صد گره از غیرتم با رشته جان آشناست ۱
غم هجوم آورد و من در فکر بیسامانیام
میزبان خجلت کشد هرچند مهمان آشناست ۲
هرچه باداباد ما کشتی در آب انداختیم
گر بود بیگانه باد شرطه طوفان آشناست ۳
عمرها شد حسرت چاک گریبان میکشم
با وجود آنکه دستم با گریبان آشناست ۴
از غرور حسن ظاهر میکند بیگانگی
ورنه عمری شد به من از خویش پنهان آشناست ۵
استخوانم حالتی دارد که چون گردد هدف
میشناسد ناوکش را زانکه پیکان آشناست ۶
دیده قدسی حسد ورزیده در راه حرم
بر کف پایی که با خار مغیلان آشناست ۷
صد گره از غیرتم با رشته جان آشناست ۱
غم هجوم آورد و من در فکر بیسامانیام
میزبان خجلت کشد هرچند مهمان آشناست ۲
هرچه باداباد ما کشتی در آب انداختیم
گر بود بیگانه باد شرطه طوفان آشناست ۳
عمرها شد حسرت چاک گریبان میکشم
با وجود آنکه دستم با گریبان آشناست ۴
از غرور حسن ظاهر میکند بیگانگی
ورنه عمری شد به من از خویش پنهان آشناست ۵
استخوانم حالتی دارد که چون گردد هدف
میشناسد ناوکش را زانکه پیکان آشناست ۶
دیده قدسی حسد ورزیده در راه حرم
بر کف پایی که با خار مغیلان آشناست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲ - خرم دلی که در خم زلف تو جا گرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴ - تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.